قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3480

تاريخ الفي ( فارسى )

بردبارى را به جايى رسانيده باشد كه در وقت برابر شدن با دشمن محارب سپاه او از او نترسند و بر سخن او اعتراض كنند و گويند كه « ما جنگ نمىكنيم ، غلامان خود را بفرماى تا جواب دشمن دهند . » اين مرتبه پسنديدهء عقلا نيست ؛ چه ، سياست كه ركن اعظم سلطنت است در اين صورت بالكلّيه مهمل و معطّل مانده . و همانا اگر صلاح الدّين با آن شجاعت و قدرتى كه داشت اگر سياست پادشاهانه با او مىبود و امرا و سپاه از وى ترس داشتند ، هرگز فرنگان بعد از مغلوب و منكوب شدن ، بر وى غلبه نمىگرفتند . « 1 » و بعد از فوت صلاح الدّين ، پسر بزرگش ملك افضل نور الدّين على ولايت شام و بلاد ساحل و بيت المقدّس و بعلبك و صرخد « 2 » و بصرى « 3 » و بانياس و هونين « 4 » و تبنين و جميع اعمال روم را متصرّف شد . و پسر ديگرش ، كه به ملك عزيز اشتهار داشت و نامش عثمان بود ، چون از نيابت پدر حكومت مصر به وى متعلّق بود ، بر آن بلاد استيلا يافت . و پسر ديگرش ، ملك ظاهر غازى « 5 » ، كه در حلب مىبود ، آن ولايت را به حوزهء تصرّف خود درآورده در مقام ضبط آن درآمد ، و قلعهء تل باشر و حارم و عزاز و برزويه و منبج نيز به او تعلّق گرفت . و پسر تقى الدّين عمر ، ناصر الدّين محمّد كه در حمات مىبود نيز به اطاعت ملك ظاهر غازى درآمد و خود را در سلك دوستان وى منتظم گردانيد . و [ شيركوه بن ] محمّد بن شيركوه ، والى حمص ، طوق اطاعت و انقياد ملك افضل نور الدّين على را در گردن انداخته در سلك امراى وى انتظام يافت . و ملك عادل ابو بكر برادر صلاح الدين همچنان در كرك بماند ، و ملك افضل كس پيش او فرستاده وى را طلب داشت . چون او در آمدن اهمال كرد ، بنابراين ملك افضل نوبت ديگر كس پيش او فرستاده پيغام داد كه « اگر تو پيش من مىآيى فهو المراد ، و الّا يقين تو باشد كه به برادر خود ، ملك عزيز ، مىنويسم كه از مصر متوجّه كرك گرديده خواهى نخواهى تو را به دست آورد . و ديگر به اتابك عزّ الدّين حكم مىكنم كه ولايت جزيره را از دست عمّال و نوّاب تو انتزاع نموده متصرّف شود . اگر ترك اين لجاجت كرده پيش من آيى ، هم كرك از آن تو

--> ( 1 ) . آن‌گونه كه حسن ابراهيم حسن مىگويد ، دوران حكمرانى صلاح الدين ايوبى را از زمان به دست گرفتن زمام امور مصر به 3 دوره مىتوان تقسيم كرد : اوّل در مصر ، دوم در شام و سوم در فلسطين . دورهء اول دورهء دفاع ، دورهء دوم دورهء آمادگى و گردآورى نيرو ، و دورهء سوم دورهء هجوم بود . تمام كوشش صلاح الدين در همهء دوره‌هاى 3 گانه ، دفاع از اين ارادهء راستينش بود كه صليبىها را از شام بيرون راند و امپراتورى متحد اسلامى ايجاد كند . تا بتواند فرنگىها را به ساحل درياى مديترانه و دور تر از آن براند . - تاريخ سياسى اسلام ، ترجمه عبد الحسين بينش ، مؤسسه فرهنگى آرايه ، ص 117 . ( 2 ) . متن : حرحد ؛ رجوع شود به پاورقى 1 ، صفحهء 2927 كتاب . ( 3 ) . شهرى در جبل عامل در حدود مصر . - ياقوت ، معجم البلدان . ( 4 ) . رجوع شود به پاورقى 2 ، صفحهء 3300 كتاب . ( 5 ) . متن : ملك طاهر عادى .